فعالیت4صفحه60 نگارش یازدهم موضوع:مترسکاو حتی با آن ایستادن استوارش ،به ما می آموزد که با

دسته بندی: دسته‌بندی نشده
26 بازدید

فعالیت4صفحه60
نگارش یازدهم
موضوع:مترسک

او حتی با آن ایستادن استوارش ،به ما می آموزد که با وجود تنها بودن هم میتوان ایستاد.
آن چشمان مشکی درشتش که پرازغم است، میخواهدبگویدازمن نترسید ولی دهانش را دوخته اند وتوان حرف زدن ندارد.
به کلاغ هایی که دورش جمع میشوند وبعداز نگاه کردن به چهره اش به دل آسمان میگریزند نگاه میکندو با خودمیگویدکاش میشد آنهارادرآغوش بگیرم اما وقتی میخواست دستانش را تکان بدهدنمیشدزیرادستانش مانند پاهایش که نمیتوانددنبال کودکان کوچک بدود وبگویداز من نترسید،ازچوب است.
کلاهی لبه دار برروی سرش است واین تنها نعمتی ست که از این دنیا به او رسیده تا
صورتش آفتاب سوخته نشود و این کلاه مانند مردان ترسناک در قصه است که همیشه کلاهی لبه داربرسردارند تا بر ابهت چهره شان بیفزاید.
لباسی مانند گونی به تنش کرده اند،این لباس به رنگ سیاه است مانند بختش که سیاه است ودراین میان قلبش را که هنوز میتپد،قلبی که ازاین همه بی مهری یخ زده است را درآغوش میگیرد وزمزمه میکند:
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند

انشا میخوای؟

دیدگاه‌ها برای فعالیت4صفحه60 نگارش یازدهم موضوع:مترسکاو حتی با آن ایستادن استوارش ،به ما می آموزد که با بسته هستند
etheporne